یوری بعد از افتادن در دل امپراتوری هیتی، میفهمد تنها راه برگشت به خانه از مسیر خطرناک جادو و قصر ملکه میگذرد. در میان نقشههای پنهانی، شاهزاده کایل و خدمتکار جوانی به نام تیتو تنها تکیهگاههای او هستند.