لونیا بعد از فرار، کنار بچهها زندگی آرامی ساخته اما پیداشدن ناگهانی هادس همه چیز را بههم میریزد. سوءتفاهمهای قدیمی، حرفهای ناگفته و حضور یک لرد از کشور همسایه، دوباره رابطه او و دوک کرونوآ را پیچیده میکند.