لتیسیا بعد از فرار ناموفقش دوباره در قصر گیر افتاده و همه از نامزدیاش با شاهزاده حرف میزنند؛ اما او هنوز دلش آزادی میخواهد. میان حرفهای برادرش، شایعههای اشرافی و زندگی پرزرقوبرق قصر، فکر یک فرار تازه دوباره وسوسهاش میکند.