لتیشیا بعد از فرار از زندگی پرنسسی، توی روستا با ماهیگیری و طبیعت حسابی خوش میگذرونه؛ اما آرامشش وقتی به هم میریزه که شاهزاده کلارک سر و کلهاش پیدا میشه و انگار هنوز قصد نداره به این راحتی بیخیالش شود.