آستا و یونو پس از بازگشت به روستای هاگه با حمله الفها روبهرو میشوند و خاطرات رشدشان در کلیسا، نامههایشان و مسیر سختشان برای رسیدن به رؤیای شاه جادوگر شدن یادآوری میشود.