جینیا برای محافظت از ناتسو، دخترخواندهی یک تاجر، وارد خانهای میشود که هر شب اهریمنی مرموز سراغش میآید و یک جمله را تکرار میکند: دخترم را پس بده. اما پشت این تعقیب، رازی عجیبتر از یک حملهی ساده پنهان است.