دوپلگنگر بعد از گیر افتادن در یک بدن گِلی، دنبال راهی برای انتقام از شوراکو میگردد و سراغ زن برفی میرود. وسط سرمای عجیب و دردسرهای کایکیگومی، نقشهای شلخته شکل میگیرد که معلوم نیست بیشتر خطرناک است یا خندهدار.