مچاکو برای فهمیدن اینکه آدمها واقعاً از چه میترسند، شروع به پرسوجو میکند و به ایدهای عجیب برای ساختن یک روح ترسناک میرسد. اما وقتی یک شیء دورریختنیِ سخنگو سر راهشان سبز میشود، همهچیز از ترس به یک دردسر بامزه میکشد.