هیناکو با اصرار شیوری به جشنواره تابستانی میرود؛ جایی که شلوغی، آتشبازی و مهربانی عجیب یک یوکای، خاطرههایی را بیدار میکند که مدتها ازشان فرار کرده بود. بین ترس و اعتماد، فاصله او با شیوری کمتر میشود.