شاهزاده لوید در نخستین فرصت خروج از قلعه، همراه آلبرت و سیلفا راهی شکار هیولایی در نزدیکی دریاچه میشود و همزمان میخواهد کارایی سلاحهای افسونشدهاش را بسنجد. حضور تائو و نشانههای عجیب اطراف، این مأموریت ساده را پرتنشتر میکند.