سیایچی بعد از خوردن میوههای تکامل، با بدنی عجیب و قدرتی غیرمنتظره در جنگل گیر افتاده؛ آن هم کنار ساریا، گوریلی مهربان و سمج که خیال ازدواج از سرش نمیافتد. تلاش او برای فرار، پایش را به بخش خطرناکتری از این دنیای تازه باز میکند.