با ورود پدربزرگ ایچیجو، آرامش کلاس شبانه بههم میریزد و فشار دنیای خونآشامها روی کانامه بیشتر میشود. همزمان زرو با مأموریتی جدی از طرف شکارچیها روبهرو میشود؛ مأموریتی که گذشته و عطش او را دوباره زنده میکند.