کایا بعد از حرفهای نانا درباره گذشته خاندان ابیسوموری و تواناییهای عجیبش، بیشتر از قبل گیج و بیحال به نظر میرسد. وقتی بچهها سراغ قایمباشک میروند، یک بازی ساده کمکم رنگ ترس میگیرد.