پیشی سفید بالاخره از جنگل بیرون میزند تا قلمروی خودش را پیدا کند، اما خیلی زود با دختری یتیم و بیاحتیاط آشنا میشود که برای بچههای کلیسا شکار میکند. یک شکار ساده، او را به سوپ خوشمزه، بچههای پرسر و صدا و مسیر تازهای میرساند.