کایتو کوروبا یه دانشآموز معمولیه که پدرش بیشتر وقتها به دلایل نامشخصی خونه نیست. اما وقتی پدرش در شرایطی مرموز از دنیا میره، کایتو میفهمه پشت این زندگی عادی، یه راز بزرگ پنهان بوده.
پدرش در واقع همان دزد افسانهای و بینالمللی معروف به «جنایتکار بینالمللی ۱۴۱۲»، یا همان دزد شبح بوده؛ کسی که بهخاطر کمک نکردن به یه سازمان مرموز برای پیدا کردن جواهر «پاندورا» کشته شده.
پاندورا یه سنگ جادوییه که میگن هنگام عبور یک دنبالهدار خاص، «اشک» میریزه و هرکس اون رو بنوشه، به جاودانگی میرسه. کایتو برای جلوگیری از دست پیدا کردن آن سازمان به این قدرت، هویت پدرش رو بهدست میگیره و جستوجوی خودش رو برای پیدا کردن جواهر شروع میکنه.
تنها سرنخهایش اینه که پاندورا زیر نور ماه کامل قرمز میدرخشه و داخل یک جواهر بزرگتر پنهان شده. برای همین کایتو سراغ جواهرات معروف و گرانقیمتی میره که گذشتهای عجیب دارن، آنها رو از امنترین مکانها میدزده و بعد از ماه کامل بعدی پس میده.
حالا کایتو باید هم راز مرگ پدرش رو دنبال کنه، هم قبل از آن سازمان مرموز، جواهر پاندورا رو پیدا کنه.