ماری کمکم در قلعه گرانادو نفس راحتی میکشد و با کمک اطرافیانش چیزهایی را پیدا میکند که واقعاً دوست دارد؛ از شیرینیهای تازه تا باغبانی. اما ردِ گذشته و نگاه تحقیرآمیز بعضیها هنوز آرامش تازهاش را تهدید میکند.