ماریکا میان نگرانی برای اسبابکشی و ازدواج دوباره مادرش گیر کرده و سعی میکند جای خودش را در این خانواده تازه بفهمد. کریسمس قرار است فرصتی برای نزدیکتر شدن باشد، اما احساسات قدیمی و حرفهای نگفته همهچیز را پیچیدهتر میکند.