با باز شدن یک لکه اژدهای عظیم در آیچی، روکورو و بنیو وسط موجی از کگارهها گیر میافتند و باید راهی برای رسیدن به مرکز خطر پیدا کنند. در این بین، دیدار با یک پیچر قدیمی یادشان میاندازد وظیفه یعنی تا آخرین لحظه جا نزدن.