ناتسو و وندی برای سرنخ گرفتن درباره اژدهاها به سراغ دافنه میروند، اما خیلی زود وسط یک تله عجیب گیر میافتند. بدتر از همه، گری ناگهان جلوی ناتسو میایستد و حرف از «شهر بیصدا» میزند؛ رازی که همهچیز را مشکوکتر میکند.