آکیرا بعد از خوابی طولانی در دنیایی بیدار میشود که شهرها و کشورها دیگر مثل قبل نیستند و مردم او را موجودی مقدس میدانند. او در روستایی ناآشنا دنبال فهمیدن قانونهای تازه و پیدا کردن ردی از تواساست.