بعد از مسابقه، آئونو و کوزاکورا برای اولینبار بیرون از کلاب با هم وقت میگذرانند؛ از فروشگاه موسیقی تا ناهار، همهچیز بین خجالت و حرفهای نگفته میگذرد. اما یک برخورد ناگهانی، گذشتهی کوزاکورا را دوباره جلوی چشمش میآورد.