اسکار ناگهان به تولدارِ چهارصد سال قبل پرت میشود و تنها امیدش تیناشای نوجوان است؛ دختری تنها که زیر بار مسئولیت سنگین ملکهشدن زندگی میکند. میان تلاش برای برگشتن و شناخت گذشته، رابطهای عجیب و آرام بینشان شکل میگیرد.