آساهی بعد از یک خواب عجیب، به مدرسهای برمیگردد که هیچچیزش مثل قبل نیست؛ نه دوستانش پیدایشان هست، نه کسی حرفهایش را میفهمد. هرچه بیشتر دنبال جواب میگردد، مرز بین خاطره، واقعیت و دنیایی که دوستش داشت تارتر میشود.