ویلیام موریارتی برای تدریس به روستایی تازه میرسد؛ جایی که یک ویکنت مغرور با مردم پاییندست مثل ابزار رفتار میکند. آشنایی او با باغبانی داغدیده، پرده از زخمی قدیمی و خشم خاموش اهالی برمیدارد.