تیا در میتاریو با دشمنی روبهرو میشود که شهر را مثل قلمرو خودش کنترل میکند و از ترس و شایعه سلاح میسازد. رد حرفهای هارت و افسانه قهرمان موسیاه، او را به تصمیمی میرساند که میتواند همهچیز را عوض کند.