میا و سیون وسط شورش رمنو به شهری میرسند که دنبال کمک بیرونی است، اما خبر میرسد آبل خودش فرمانده ارتش شده. حالا یک دیدار غیرمنتظره بین دوستان قدیمی، خیلی زود رنگ جدیتری میگیرد و میا باید جلوی بدتر شدن اوضاع را بگیرد.