ناوام برای بیرون کشیدن جورو و همراهانش، ناوگان پناهجوها را هدف میگیرد و همه مجبور میشوند بین فرار و دفاع یکی را انتخاب کنند. در میانه حمله، کارا با دشمنی روبهرو میشود که گذشته پدرش را خیلی بهتر از انتظار میشناسد.