سنا، آیدل نقابداری که عاشق رامن است، بعد از آشنایی عجیب با توجیما کمکم زندگی تازهای را تجربه میکند. اما برگشتن عشق قدیمیاش با یک قول رامنمحور، همهچیز را به سمت یک دردسر بامزه و خطرناک میبرد.