افتال بعد از خداحافظی با خانوادهاش راهی سفر میشود تا جادویش را جدیتر دنبال کند. در یک روستای دورافتاده، حضور یک جادوگر مغرور و حمله یک هیولای خطرناک، خیلی زود او را وسط دردسر میاندازد.