ژولیوس وقتی میفهمد تولد السا نزدیک است، سعی میکند برای اولینبار او را درست و از دل خوشحال کند. میان کارهای قصر و فاصلههای ناخواسته، رابطهی آرامشان کمکم رنگ صمیمیت بیشتری میگیرد.