آلوئیس بعد از زخمی شدن، بیش از قبل به کلود میچسبد و گذشته تلخ خودش و برادرش دوباره جلوی چشمش زنده میشود. میان نفرت قدیمی، قراردادهای شیطانی و وسواس او برای رسیدن به سیل، رابطه ارباب و خدمتکار رنگ خطرناکتری میگیرد.