زورو همراه تونویاسو به شهر ابیسو میرسد؛ جایی فقیرنشین که مردم با وجود کمبود غذا و آب، لبخند را از دست ندادهاند. همزمان در پایتخت وانو، ضیافت اوروچی و نزدیک شدن نیروهای کایدو فضای پرتنشی میسازد.