بانی بعد از سالها دوری و انتظار، بالاخره راهی دریا میشود تا پدرش کوما را پیدا کند. همزمان تکههایی از گذشتهی کوما، نامههای نرسیده و تصمیمی که آیندهی بانی را عوض میکند، آرامآرام کنار هم قرار میگیرند.