اوکابه بعد از دیدن چیزی که هیچکس یادش نمیآید، بین شک و واقعیت گیر میکند. همزمان حرفهای کوریسو درباره ماشین زمان و سرنخهای عجیب جان تایتر، فضای آزمایشگاه را از شوخیهای همیشگی به یک معمای جدیتر میکشاند.