شیرو بعد از اتفاقات سخت قبلی، همراه رین و سیبر یک روز آرام و بامزه را در شهر میگذراند؛ از خرید و غذا تا بازی و کلکلهای رین. اما این خوشی کوتاه با حس یک جادوی عجیب، ناگهان رنگ خطر میگیرد.