بعد از حملهای خونین، آنزای با زخمی خطرناک و عطشی که سخت میشود مهارش کرد روبهرو میشود. تسوکاسا هم میان ترس، احساس گناه و علاقهای که هنوز برایش مبهم است، میخواهد بفهمد پشت چهره «هیولا» واقعاً چه کسی پنهان شده.