مونا بعد از شنیدن حرفهای آساهی درباره مداکا، حسابی گیج و بیخواب میشود. یک قرار گروهی در شهربازی فرصتی میشود تا حسادت، رقابت و تپش قلبهای عجیب بین مونا، مداکا و بقیه جدیتر از قبل خودش را نشان بدهد.